configuration

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.fi.ɡy.ʁa.sjɔ̃\/

اسم

  1. چیدمان عناصر مختلف یک کل
  2. ناهمواری زمین
  3. آرایش اتاق‌های خانه
  4. اجزای سازنده رایانه
  5. آرایش فضایی اتم‌ها در مولکول

مثال‌ها