configuration relative
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\kɔ̃.fi.ɡy.ʁa.sjɔ̃ ʁə.la.tiv\/
اسم
پیکربندی هر مرکز استریوژنیک نسبت به مرکز استریوژنیک دیگر در همان مولکول.
Mots liés
configurationnel
configurer
confinée
confinées
confinement
confiner
confinés
confins
confire
confirmand
confirmande
confirmatif
confirmation
confirmée
confirmées
confirmer
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی