rien

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

ضمیر · اسم · قید · /\ʁjɛ̃\/

ضمیر

  1. (رسمی، با بارِ مثبت) چیزی، هر چیزی
  2. (با بارِ منفی و همراهِ ادات نفی) نبودِ چیزی، و به‌طور گسترده نبودِ هر چیز؛ هیچ چیز
  3. (با بارِ منفی، اما بی‌ادات نفی) نبودِ چیزی، و به‌طور گسترده نبودِ هر چیز؛ هیچ
  4. همراهِ مصدر، ساختی که کارِ فعل را یکسره منفی می‌کند؛ بی‌آنکه هیچ…
  5. چیزِ ناچیز، اندک؛ در ترکیب: مفت، بی‌بها
  6. (کهنه) هیچ‌کس

اسم

  1. چیز ناچیز؛ خرده‌ریز؛ هیچ‌وپوچ
  2. هیچ؛ نیستی

قید

  1. (وارونه‌گویی) خیلی؛ حسابی

مثال‌ها