riflard

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁi.flaʁ\/

اسم

  1. نوعی رنده بزرگ برای صاف کردن چوب، با تیغه کمی گرد و کف صاف
  2. اسکنه پالت‌مانند برای زدودن گچ یا سیمان
  3. بلندترین و مرغوب‌ترینِ پشمِ یک پوستِ گوسفند.
  4. چتر کهنه
  5. آلتِ مردانه.

مثال‌ها