fleur

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\flœʁ\/

اسم

  1. گل
  2. گیاهِ گل‌دار؛ خودِ بوتهٔ گل
  3. نقشِ گل؛ آرایهٔ تزئینی به شکلِ گل
  4. لطف؛ خدمتی که کسی از سرِ محبت می‌کند
  5. گلِ سرسبد؛ بهترینِ چیزی
  6. (کهنه) آردِ سفید؛ آردِ اعلا
  7. بکارت
  8. شرمگاهِ زن
  9. شکوفه؛ مادهٔ خالص و بسیار ریز که از تصعید به دست می‌آید
  10. سطح؛ رویهٔ چیزی — تقریباً تنها در ترکیب‌ها
  11. لایهٔ زیستیِ سفیدی که روی نوشیدنیِ تخمیری، به‌ویژه شراب، می‌بندد

مثال‌ها