لطف، عنایت؛ نشانهٔ توجه مهرآمیز یا برتری دادن ویژه.
التفات؛ نشانههای ترجیحی که زنی به مردی نشان میدهد.
مرحمت، نظر لطف؛ حسننظر شخصی بانفوذ یا مردم.
تقرب، نفوذ؛ اعتباری که کسی نزد شخصی بزرگ دارد، چون محبوب و برگزیدهٔ اوست.
ارفاق، مساعدت؛ در برابر سختگیری و شدت عمل گفته میشود.
روبان نازک؛ نوعی نوار باریک و بسیار سبک که بانوان به شوالیهها میدادند.
(قنادی) نوعی شیرینی.
مثالها
La soie artificielle. […] Elle jouit donc d’une place de faveur et d’un certain engouement. — ابریشم مصنوعی. […] بنابراین از جایگاه مطلوبی و نوعی شیفتگی برخوردار است.
En Belgique, les chèvres étaient assez nombreuses et jouissaient d’une certaine faveur auprès des campagnards, surtout dans les pays ardennais. — در بلژیک، بزها به اندازه کافی زیاد بودند و نزد روستاییان، بهویژه در مناطق آردن، از نوعی لطف برخوردار بودند.
La Belote figure parmi les jeux les plus populaires de notre temps. […] Elle inspira même chansonniers et revuistes, et l’extraordinaire faveur dont elle jouit ne paraît guère prête de s’éteindre. — بلوت در میان محبوبترین بازیهای زمان ما قرار دارد. […] حتی الهامبخش ترانهسرایان و منتقدان شد و لطف فوقالعادهای که از آن برخوردار است به نظر نمیرسد به زودی خاموش شود.
Il n’a jamais obtenu d’elle la moindre faveur. — او هرگز کوچکترین لطفی از او نگرفت.
Les dernières faveurs : Les plus grandes marques d’amour qu’une femme puisse donner à un homme. — آخرین لطفها: بزرگترین نشانههای عشقی که یک زن میتواند به یک مرد بدهد.
Il l’abandonna après en avoir obtenu les dernières faveurs. On dit, quelquefois par ellipse dans le même sens : — او را پس از گرفتن آخرین لطفها رها کرد. گاهی به صورت بیضی در همان معنی گفته میشود: