pendant

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

حرف اضافه · صفت · اسم · /\pɑ̃.dɑ̃\/

حرف اضافه

  1. در طولِ، در مدتِ، هنگامِ

صفت

  1. آویزان
  2. برداشت‌نشده (محصولِ هنوز بر زمین یا درخت)
  3. در جریان؛ معلق (پرونده)
  4. (شطرنج) پیادهٔ گیر
  5. (شطرنج) پیاده‌های آویزان

اسم

  1. بندِ شمشیر
  2. گوشوارهٔ آویز
  3. جفت؛ لنگهٔ همتا (دو اثرِ قرینه)
  4. همراه؛ مکمل
  5. همتا، معادل

مثال‌ها