contrepartie

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.tʁə.paʁ.ti\/

اسم

  1. جبران یا مابه‌ازا در یک توافق یا پیمان (عوض/مابه‌ازا).
  2. اثر ثانویه، پیامد منفی یک واقعیت اولیه (نقطه مقابل/پیامد منفی).
  3. چیزی که تعادل را در برابر چیز اول ایجاد می‌کند (وزنه تعادل).
  4. عقیده‌ای که در تضاد با عقیده دیگر است و آن را کامل می‌کند (نقطه نظر مخالف).
  5. طرف مقابل (در قرارداد یا دعوی).
  6. بخشی از یک قطعه موسیقی که در تقابل با بخش دیگر قرار دارد (کنترپوان/تقابل).

مثال‌ها