pendeloque

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\pɑ̃d.lɔk\/

اسم

  1. آویز زینتی متصل به گردنبند یا دستبند
  2. قطعات بلور یا شیشه آویخته به لوستر
  3. زائده پوستی زیر چانه بز
  4. زائده گوشتی بالای منقار برخی پرندگان مانند بوقلمون

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ pendeloquer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ pendeloquer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ pendeloquer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ pendeloquer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ pendeloquer

مثال‌ها