pas

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · اسم · صوت · /\pa\/

قید

  1. نفی فعل (در زبان ادبی با ne؛ در گفتار اغلب بدونِ ne)
  2. نفیِ بلاغی برای تأیید گرفتن: مگر نه؟
  3. نفی بلاغی در دعوتِ مؤدبانه
  4. نفیِ صفت (بدون فعل): pas cher = ارزان

اسم

  1. قدم، گام
  2. فاصلهٔ دو قدم؛ گام
  3. (مجازی) چند قدم؛ فاصلهٔ کم
  4. (نظامی) گام، آهنگِ رژه
  5. (رقص) پا، فیگورِ پا
  6. (سوارکاری) قدم؛ آهسته‌ترین گامِ اسب
  7. ردِ پا
  8. (کهن) حقِ تقدم
  9. گذرگاه تنگ (در کوه یا دره)؛ تنگه
  10. آستانهٔ در، جلوی درگاه
  11. (کهن) دوندگی؛ تلاش و رفت‌وآمد برای رسیدن به مقصود
  12. (فنی) گامِ رزوهٔ پیچ
  13. (گرافیک) گام: فاصلهٔ محورهای عناصر هم‌سانِ مجاور
  14. (الکترونیک) گام: فاصلهٔ دو خط اتصال مجاور در مدار
  15. (الکترونیک) گام: فاصلهٔ دو پایهٔ اتصال مجاور
  16. (ساختمان) برشی در تیر افقی برای نشستنِ تیرچه

صوت

  1. (گفتاری، قدیمی) مگر نه؟ (کوتاه‌شدهٔ n'est-ce pas)

مثال‌ها