passage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pɑ.saʒ\/

اسم

  1. گذشتن، عبور؛ کنشِ گذر کردن
  2. کوچِ جانوران؛ گذرِ پرندگان و ماهیانِ مهاجر
  3. عبور مایعات و گازها.
  4. (اخترشناسی) گذر؛ قرار گرفتنِ یک جرمِ آسمانی میانِ ناظر و جرمِ دیگر
  5. گذار، انتقال از حالی به حالِ دیگر
  6. تغییر وضعیت یا حالت روحی به حالتی دیگر.
  7. گذرگاه؛ جایی که از آن می‌گذرند
  8. گذرگاهِ شکار؛ جایی که جانورِ شکاری از آن می‌گذرد
  9. مجرای عبور؛ قطعه‌ای که برق یا سیال یا نور را از دلِ یک دیواره می‌گذراند
  10. پاساژ؛ دالانِ سرپوشیدهٔ ویژهٔ پیاده که کوچه‌های کناری را به هم می‌رساند
  11. رفت‌وآمد، تردد
  12. حقِ عبور از ملکِ دیگری، به مرورِ زمان یا با قرارداد؛ حقِ ارتفاق
  13. عوارضِ گذر از رود، پل یا آب‌بند
  14. کرایهٔ سفرِ دریایی
  15. بند، قطعه؛ بخشی از متنِ یک کتاب یا مقاله
  16. تکه‌ای از یک قطعهٔ موسیقی؛ چند میزان یا چند عبارت
  17. (زیست‌شناسی) پاساژ؛ روشِ واکشتِ سلول‌های جانوری
  18. (سوارکاری) پاساژ؛ یورتمهٔ آهسته، جمع و موزونِ اسب

مثال‌ها