goutte

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · قید · /\ɡut\/

اسم

  1. چکه
  2. قطره
  3. عرق؛ مشروبِ تند
  4. مقدار بسیار ناچیز.
  5. واحد اندازه‌گیری برخی مایعات در مقدار کم.
  6. داروهای مایعی که فقط در دوزهای بسیار کم تجویز می‌شوند.
  7. ذره‌ای از مذاب طلا یا نقره برای آزمایش عیار.
  8. مقدار شیشه مذاب برای ساخت شیء.
  9. زینت‌های مخروطی‌شکل در معماری دوریک.
  10. بیماری مفصلی ناشی از تجمع اسید اوریک.
  11. جویبار کوچک.
  12. نقش تزئینی به شکل قطره.

قید

  1. هیچ؛ ابداً — همراهِ فعلِ منفی، به‌جای pas

مثال‌ها