suivre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sɥivʁ\/

Conjugaison du verbe suivre

فعل

  1. دنبال کردن؛ پس از کسی رفتن یا آمدن
  2. علاقه‌مند بودن؛ توجه کردن.
  3. در مورد چیزها.
  4. برای رسیدن و گرفتن دنبال کردن.
  5. همراهی کردن، همراه کسی رفتن
  6. زیر نظر داشتن؛ پی گرفتن
  7. (راه، مسیر) گرفتن و ادامه دادن
  8. (مجازی) پی گرفتن: suivre les traces = پا جای پای کسی گذاشتن
  9. (حرف و استدلال) دنبال کردن، فهمیدن: Tu me suis? = متوجهی؟
  10. (کلاس، درس) شرکت کردن در
  11. (نگارش) بدون سرِ سطر ادامه دادن
  12. (شبکه‌های اجتماعی) دنبال کردن، فالو کردن
  13. (شبکه‌های اجتماعی) دنبال‌کنندهٔ حسابی بودن
  14. (suivre son cours) مسیر طبیعی خود را طی کردن
  15. پیروی کردن از، سپردن خود به
  16. پیروی کردن، رعایت کردن
  17. (زمان، رتبه) پس از … آمدن
  18. نتیجهٔ چیزی بودن، از آن برآمدن

مثال‌ها