super

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · فعل · قید · صوت · /\sy.pɛʁ\/

Conjugaison du verbe super

صفت

  1. (خودمانی) عالی، محشر، حرف‌ندار

اسم

  1. بنزینِ سوپر
  2. سوپرفسفات؛ کودِ فسفاته
  3. (خودمانی) سوپرمارکت

فعل

  1. مکیدن، هورت کشیدن
  2. (دریانوردی) دربارهٔ تلمبه‌ای که پس از خالی شدنِ آبِ خنّ، درزگیر را هم می‌مکد
  3. (دریانوردی) بسته شدنِ راهِ آب؛ و نیز گیر کردنِ طناب در قرقره

قید

  1. (خودمانی) خیلی، بی‌نهایت

صوت

  1. (کنایی) برای واکنش به خبرِ بد؛ چه عالی! دمشان گرم!

مثال‌ها