ne pas avoir inventé l’eau chaude

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\nə pa.z‿a.vwa.ʁ‿ɛ̃.vɑ̃.te l‿o ʃod\/

فعل

  1. خیلی باهوش نبودن؛ ساده‌لوح یا احمق بودن

مثال‌ها