espionner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛs.pjɔ.ne\/

Conjugaison du verbe espionner

فعل

  1. به طور پنهانی اعمال و سخنان کسی را مشاهده و نظارت کردن تا گزارش دهد.
  2. جاسوسی کردن؛ کمین کردن؛ نظارت کردن.

مثال‌ها