essaimer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.se.me\/

Conjugaison du verbe essaimer

فعل

  1. خروج گروهی زنبورها از کندو برای استقرار در جایی دیگر
  2. خارج کردن زنبورها به صورت گروهی از کندوی پرجمعیت
  3. مهاجرت گروهی در حیوانات یا انسان‌ها
  4. تأسیس نهادهای جدید از سازمان مادر
  5. پخش کردن، منتشر کردن

مثال‌ها