emballer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.ba.le\/

Conjugaison du verbe emballer

فعل

  1. قرار دادن اشیا در بسته برای حمل
  2. سوار کردن یا بدرقه کسی با خودرو
  3. به شوق یا تحسین آوردن
  4. فریب دادن برای معاشقه
  5. از کنترل خارج شدن اسب
  6. شتاب گرفتن غیرقابل کنترل ماشین
  7. شور و شوق بیش از حد و نسنجیده نشان دادن
  8. پذیرفتن پیشنهاد رنگ بازیکن دیگر
  9. دستگیر و به زندان بردن

مثال‌ها