embarquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.baʁ.ke\/

Conjugaison du verbe embarquer

فعل

  1. سوار کردن، بار زدن (بر کشتی)؛ نهادن آدم‌ها، جنگ‌افزار، آذوقه یا کالا در قایق یا کشتی.
  2. سوار کردن؛ کسی را سوار وسیلهٔ نقلیه یا چیزی کردن.
  3. (خودمانی) بازداشت کردن؛ کسی را گرفتن و بردن.
  4. آب برداشتن (کشتی)؛ دربارهٔ کشتی‌ای که آب در آن راه می‌یابد.
  5. (ضمیری) سوار کشتی شدن؛ برای سفر سوار کشتی یا وسیله‌ای دیگر شدن.
  6. (مجازی، ضمیری) درگیر شدن، پا در کاری گذاشتن.

مثال‌ها