pourrir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pu.ʁiʁ\/

Conjugaison du verbe pourrir

فعل

  1. گندیدن
  2. پوسیدن
  3. تحمل موقعیتی یادآور پوسیدن
  4. در ترکیبِ «شهرکِ پوسیده»: حوزهٔ انتخاباتیِ کم‌جمعیت که نمایندهٔ آن عملاً دست‌چین می‌شود
  5. در ترکیبِ «پوپوری»: آمیزهٔ گل و گیاهِ خشکِ خوشبو؛ و به‌طور گسترده، هر ملغمه و آمیزهٔ درهم
  6. زمان مرطوب و ناسالم
  7. بسیار ناخوشایند کردن
  8. کاملاً فاسد
  9. اهانت کردن، سرزنش کردن
  10. فاسد کردن با دادن زیاد چیزی

مثال‌ها