bride

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bʁid\/

اسم

  1. لگام
  2. فقط افسارها
  3. مانع؛ ترمز؛ بازداری
  4. بند زیر چانه برای ثابت نگه داشتن کلاه
  5. نوعی سوراخ دکمه برای بستن یقه و آستین
  6. نقاط انتهای سوراخ دکمه برای جلوگیری از پاره شدن
  7. ماشوره افتاده در جوراب ابریشمی
  8. تارهای نازک برای اتصال گل‌ها در تور فرانسه
  9. بافت‌های غشایی در زخم‌ها که مانع خروج چرک می‌شوند
  10. نوعی گیره بزرگ که پاشنه را به سکان وصل می‌کند
  11. قطعه‌ای از مکانیسم تفنگ
  12. ابزار چرخ‌ساز
  13. نوار آهنی برای محکم کردن چوب یا لوله
  14. صفحه آهنی مربع با سوراخ گرد برای لوله‌کشی
  15. نوعی دوخت آلنسون با بافت محکم

مثال‌ها