bridoir
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\bʁi.dwaʁ\/
اسم
زیرچانه اسب
Mots liés
bridon
brie
brief
briefer
briefs
brier
brièvement
brièveté
brifez
briffe
brigade
brigadier
brigadier
brigand
brigand
brigandage
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی