glace

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɡlas\/

اسم

  1. یخ
  2. صفر درجهٔ سلسیوس؛ دمایی که آب در آن یخ می‌زند
  3. صفحهٔ شیشهٔ شفاف با هر اندازه و ضخامتی یکنواخت، که هر دو رویش صیقلی است و با اندودِ قلعِ آماده بر یک رو، تصویرِ اشیا را به‌درستی بازمی‌تاباند؛ آینه. در اصطلاحِ آینه‌سازی، miroir به آینهٔ کوچک گفته می‌شود
  4. آینهٔ دستی؛ آینهٔ قابلِ حمل
  5. شیشه پنجره
  6. بستنی
  7. سس یا لعاب روی غذا
  8. لکه کوچک روی الماس
  9. نوعی پارچه زری با ظاهر صاف
  10. خودِ زمینِ یخی که بازیکنانِ هاکی روی آن بازی می‌کنند

مثال‌ها