glacis

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɡla.si\/

اسم

  1. شیب ملایم و هموار
  2. شیب ملایم از لبه راه‌پوشیده به سوی دشت
  3. سطح صاف و شیب‌دار
  4. زره شیب‌دار جلوی تانک برای مقاومت بیشتر
  5. منطقه حائل تحت کنترل برای دفاع از مرزها
  6. ردیف دوخت برای ثابت نگه داشتن آستر
  7. لایه نازک و شفاف رنگ روی نقاشی خشک
  8. ظاهر و نمای سطحی
  9. پوشش ضدآب برای روان کردن آب
  10. محتوی یک لیوان، جام پر

مثال‌ها