miroir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\mi.ʁwaʁ\/

اسم

  1. آئینه
  2. سطح صیقلی که تصویر را بازمی‌تاباند
  3. آنچه چیزی را نشان می‌دهد یا بازمی‌نماید
  4. ابزار چرخان برای شکار پرندگان با نور
  5. نوار درخشان روی بال برخی پرندگان
  6. فضلهٔ پاشلک
  7. لکه روشن روی نشیمن گوزن
  8. نشان ضربه روی چوب
  9. نسخه کاملاً مشابه یک وبگاه
  10. تراشه کوچک سنگ مرمر
  11. آینه عقب خودرو
  12. کتاب اخلاقی قرون وسطی
  13. تزیین بیضی‌شکل در قالب

مثال‌ها