glacer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɡla.se\/

Conjugaison du verbe glacer

فعل

  1. مایع را به حالت یخ درآوردن.
  2. با سرمای شدید نفوذ کردن.
  3. از گرمای طبیعی محروم کردن.
  4. مبهوت کردن؛ فلج کردن.
  5. احساس بسیار شدید ایجاد کردن که جریان خون را متوقف کند.
  6. لایه براق و شفاف روی رنگ خشک کشیدن.
  7. با گلیساژ پوشاندن.
  8. به یخ تبدیل شدن.

مثال‌ها