voix

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\vwa\/

اسم

  1. صدا
  2. آوای گفتار؛ واکه
  3. صدا (در آواز)
  4. صداها (بخش‌های هم‌زمان در چندصدایی)
  5. صدای سازها یا برخی صداها.
  6. صدای برخی حیوانات.
  7. صدای برخی اشیا.
  8. ندای درونی که به کاری وادار یا بازمی‌دارد.
  9. بیان نظر یا عقیده
  10. ابراز رأی؛ حق رأی
  11. جهتِ فعل (معلوم و مجهول)
  12. مکالمه تلفنی
  13. ندا یا فرمان

مثال‌ها