حرفِ تعریفِ نکرهٔ خنثی، پیش از اسمی که به شخصی نامعیّن و ناباینری اشاره دارد. این حرفِ تعریف اغلب معنای «یکی از میانِ دیگران» میدهد.
حرفِ تعریفِ نکرهٔ خنثی، پیش از اسمی که به شخصی نامعیّن اشاره دارد که جنسیتش مشخص نشده است. این حرفِ تعریف اغلب معنای «یکی از میانِ دیگران» میدهد.
مثالها
Je ne suis pas arrivé à l’âge de quatre-vingt ans pour rétracter en rien les convictions de ma vie entière. — من به سن هشتاد سال نرسیدهام که هیچ یک از اعتقادات تمام زندگیام را پس بگیرم.
Autour d’une table, un groupe d’hommes étaient rassemblés, et une femme de trente à trente-cinq ans s’accoudait sur le comptoir. — دور یک میز، گروهی از مردان جمع شده بودند، و زنی حدود سی تا سی و پنج سال به پیشخوان تکیه داده بود.
J’avais neuf ans et j’attrapais avec mon frère des sauterelles que nous faisions griller dans le jardin pour les manger. — نه ساله بودم و با برادرم ملخهایی را میگرفتیم که در باغ برشته میکردیم تا بخوریم.
L’ordonnance de 1681 et l’arrêté de l’an IX ne laissent pas aux particuliers la faculté d’établir, quand, comme et où bon leur semble, des madragues. — دستور ۱۶۸۱ و مصوبه سال نه، به افراد اجازه نمیدهد که هر وقت، هر طور و هر جا که بخواهند تورهای ثابت برپا کنند.
Le 16 germinal de l’an II (5 avril 1794) fut rendu le fatal verdict contre les dantonistes, auxquels, avons-nous dit, se trouvaient accolés d’ailleurs des hommes peu dignes de recommandation. — در ۱۶ ژرمینال سال دوم (۵ آوریل ۱۷۹۴) حکم مرگبار علیه دانتونیستها صادر شد که به گفته ما، مردانی کمشایسته توصیه نیز به آنان پیوسته بودند.
En l’an VIII, le département du Gard fut partagé en quatre arrondissements de sous-préfectures: Alais, Nimes, Uzès et le Vigan. — در سال هشتم، دپارتمان گارد به چهار بخش فرعی تقسیم شد: آلای، نیم، اوزس و لو ویگان.