فرمول ادب که برای پایان نامهها استفاده میشد و امروزه کماستفاده است.
فرمول ادب برای سلام کردن به کسی.
Je suis votre serviteur، je suis son serviteur گفته میشود برای رد آنچه درخواست یا پیشنهاد میشود یا عدم توافق.
ابزار برای ارائه غذاها متشکل از یک یا چند سینی دایرهای روی هم و متصل دور پایه.
گارسون، پیشخدمتِ کافه.
اسیر، در دوران استعماری.
شیء برای مرتب کردن لوازم شومینه.
مثالها
Un fidèle serviteur de l’État. — Ce roi sut récompenser ses zélés serviteurs. — خادم وفادار دولت. — این پادشاه دانست چگونه به خادمان پرشور خود پاداش دهد.
Un grand serviteur de Dieu, est un homme d’une grande piété, d’une grande charité, uniquement occupé de la prière et des bonnes œuvres. — خادم بزرگ خدا، مردی است با تقوای بسیار، با نیکوکاری بسیار، که فقط به نماز و کارهای نیک مشغول است.
Et ces costumes, ils se trouvaient étendus dans les séchoirs, numérotés par habilleuses, car on leur donnait aussi des serviteurs pour s’en vêtir ! — و این لباسها در خشککنها گسترده شده بودند، توسط لباسپوشان شمارهگذاری شده بودند، زیرا به آنها نیز خدمتکارانی برای پوشیدنشان داده بودند!
Devoirs des serviteurs envers leurs maîtres. — وظایف خدمتکاران در برابر اربابانشان.
Maîtres et serviteurs, tous mangeaient à la même table. — اربابان و خدمتکاران، همه سر یک میز غذا میخوردند.
Du Paty l’a compris et, connaissant par expérience l’implacabilité du criminel aux abois, il se voit abandonné sans recours à toutes les puissances du mal dont il fut le serviteur, […]. — دو پاتی آن را فهمیده و با شناختن از تجربه بیرحمی مجرم در تنگنا، خود را بدون هیچ پناهی در برابر همه نیروهای شری که خادم آنها بود، رها شده میبیند.