servitude

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\sɛʁ.vi.tyd\/

اسم

  1. بندگی
  2. حالِ کسی که رام و اسیرِ شورها و هوس‌های خویش است.
  3. اجبار و وابستگی
  4. بار حقوقی بر ملک مانند حق عبور یا فاضلاب
  5. تجهیزات کمکی لازم برای کارکرد دستگاه

مثال‌ها