valet

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\va.lɛ\/

اسم

  1. سرباز
  2. نام خدمتکاران و نوکران دارای وظایف خاص در خانه‌های اشراف
  3. کارت دارای تصویر نوکر در هر خال بازی
  4. ابزار یا قطعه‌ای که نقش خدمتکار یا کمک را دارد
  5. ابزار آهنی خمیده برای ثابت نگه داشتن چوب روی میز کار
  6. حلقهٔ چوب یا حصیر برای تعادل گلدان محدب
  7. وزنهٔ تعادل پشت در برای بسته شدن خودکار
  8. پشتیبان کوچک پشت آینهٔ دستی
  9. گلولهٔ نخی نگهدارندهٔ بار در لولهٔ تفنگ
  10. کسی خدمتکارانه و فداکار به شخص یا منفعت
  11. مبلمان برای گذاشتن لباس شب
  12. پسر (در سوئیس)

مثال‌ها