inconnu

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ɛ̃.kɔ.ny\/

صفت

  1. ناشناخته؛ آنکه یا آنچه کسی از آن خبر ندارد
  2. آنچه هنوز آزموده یا حس نشده است

اسم

  1. غریبه
  2. آدمِ گمنام؛ کسی که نامی از او نرفته یا شایستهٔ نام‌بردن دانسته نمی‌شود
  3. آنچه نادانسته است، در مقابل دانسته‌ها.

مثال‌ها