inconséquence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃.kɔ̃.se.kɑ̃s\/

اسم

  1. نبود پیوستگی در افکار، گفتار یا کردار
  2. کار یا سخن نسنجیده و بی‌پروا

مثال‌ها