fourche

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fuʁʃ\/

اسم

  1. چنگک کشاورزی، چهارشاخ
  2. هر چیزی که شبیه چنگک باشد
  3. دوشاخه، چیزی که در انتها به دو یا سه شاخه تقسیم می‌شود
  4. دوشاخه شدن تنه درخت
  5. دوشاخه دوچرخه
  6. شاخک اتصال تراموا به کابل برق هوایی
  7. ساعت بیکاری بین دو کلاس
  8. فاق شلوار
  9. پا (عامیانه)

مثال‌ها