fourmillement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fuʁ.mij.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل مورچه‌وار رفتن و آمدوشد در همه جهات.
  2. مقدار بسیار زیاد؛ تکثیر.
  3. مورمور شدن؛ گزگز زیرپوستی ناشی از بی‌حسی یا فشردگی اعصاب یا رگ‌ها.

مثال‌ها