enfourcher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.fuʁ.ʃe\/

Conjugaison du verbe enfourcher

فعل

  1. با چنگک برداشتن
  2. پا به دو نشستن بر اسب یا دوچرخه
  3. مدام در گفتگو به موضوع مورد علاقه‌اش برگشتن
  4. رد کردن اسکی‌ها از دو طرف یک پایه در پیست اسکی

مثال‌ها