fourgonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fuʁ.ɡɔ.ne\/

Conjugaison du verbe fourgonner

فعل

  1. به هم زدن آتش با آتش‌گیر
  2. به هم زدن آتش با انبر
  3. پرسش خشن
  4. جستجوی ناشیانه و به هم ریختن
  5. مشغول کارهای مختلف بودن

مثال‌ها