effet

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\e.fɛ\/

اسم

  1. اثر؛ نتیجه؛ پیامد
  2. اِفه؛ چرخشی که به توپ می‌دهند تا مسیرِ بعدی‌اش عوض شود
  3. نیروی منتقل‌شده توسط مکانیسم.
  4. جلوه؛ آنچه چشم و توجه را می‌گیرد
  5. آنچه برای تأثیرگذاری ساخته یا گفته می‌شود؛ (در تئاتر) اِفه
  6. اجرا؛ به عمل درآوردنِ چیزی
  7. سندِ تجاری؛ برات، سفته، ورقهٔ اعتباری
  8. اموالِ منقول؛ دارایی‌هایی که قانون منقول می‌شمارد
  9. لباس و وسایلِ شخصی؛ اسبابِ همراه

مثال‌ها