effilocher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.fi.lɔ.ʃe\/

Conjugaison du verbe effilocher

فعل

  1. تکه‌تکه کردن پارچه
  2. ریش‌ریش شدن بر اثر فرسودگی
  3. کم‌کم ناپدید شدن

مثال‌ها