couver

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ku.ve\/

Conjugaison du verbe couver

فعل

  1. روی تخم خوابیدن (پرنده)، کرچ شدن.
  2. تر و خشک کردن، با دقت مراقبت کردن از کسی (مثل پرنده‌ای از تخم‌هایش).
  3. مخفیانه تدارک دیدن، در خفا پروراندن.
  4. زیر خاکستر پنهان بودن (آتش).
  5. (بیماری، بحران، توطئه، احساس) در حال تکوین بودن، در شرف وقوع بودن.
  6. باید گذاشت جا بیفتد/پخته شود (عدم عجله در انجام کاری).

مثال‌ها