ambulant

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · فعل · /\ɑ̃.by.lɑ̃\/

صفت

  1. سیار، دوره‌گرد، در حال حرکت
  2. پستی، مربوط به دسته‌بندی نامه‌ها در قطار
  3. در حال حرکت یا جابجایی از بخشی به بخش دیگر
  4. بازیگر دوره‌گرد
  5. بیمارستان صحرایی یا سیار
  6. مأمور یا کارمند سیار

اسم

  1. واگن پست (برای حمل و دسته‌بندی نامه‌ها)
  2. خدمات دسته‌بندی پست سیار
  3. کارمند پست سیار
  4. شخص دارای شغل سیار
  5. نقاش عضو جنبش «سیار» (در روسیه اواخر قرن نوزدهم)

فعل

  1. پرسه زدن، راه رفتن

مثال‌ها