vision

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\vi.zjɔ̃\/

اسم

  1. عمل، توانایی دیدن؛ بینایی
  2. رؤیا، مکاشفه؛ ادراکِ واقعیتی فراطبیعی با چشمِ دل یا چشمِ سر.
  3. خیال، وهم؛ تصویرِ پوچی که ترس، جنون یا علتی دیگر در ذهن پدید می‌آورد.
  4. فکرِ خیالی و گزاف؛ خیال‌بافی.
  5. چشم‌انداز؛ نگاه به آینده و تصورِ آن.

مثال‌ها