دستگاهی برای تشخیصِ چیزی که بهسختی قابلدرک یا پنهان است؛ حسگر (سنسور)
دستگاه که تحول غیرخطی سیگنال الکترومغناطیسی برای استخراج اطلاعات حملشده توسط آن انجام میدهد.
کارکنانی که گواهیِ صلاحیتِ کار با رادارگردان دارند.
صفت
که امکانِ آشکارسازی میدهد؛ که کارِ آشکارساز را میکند.
مثالها
Détecteur à transfert de charges (anglais charge-coupled device, CCD), technologie de capteur photographique fonctionnant par effet photoélectrique sur un substrat semi-conducteur. — آشکارساز با انتقال بار (به انگلیسی charge-coupled device، CCD)، فناوری حسگر عکاسی که با اثر فوتوالکتریک روی زیرلایه نیمهرسانا کار میکند.
Les récepteurs récents utilisent le discriminateur à coïncidence aussi appelé détecteur à quadrature ou détecteur synchrone. — گیرندههای جدید از تفکیککننده تصادفی استفاده میکنند که به آن آشکارساز کوادرچر یا آشکارساز همزمان نیز گفته میشود.
Le détecteur à cristal est une diode, fonctionne en valve. Le rôle du détecteur est de servir de clapet anti-retour électrique au courant électrique alternatif de haute fréquence en supprimant l'une des alternances reçues […]. — آشکارساز کریستالی یک دیود است و مانند شیر عمل میکند. نقش آشکارساز این است که به عنوان شیر یکطرفه الکتریکی برای جریان متناوب فرکانس بالا عمل کند و یکی از نیمچرخههای دریافتی را حذف کند.
Détecteur hétérodyne, détecteur qui transforme une entrée de haute fréquence en signal de basse fréquence par couplage non linéaire avec un oscillateur local à basse fréquence. — آشکارساز هتروداین، آشکارسازی که ورودی فرکانس بالا را با جفتسازی غیرخطی با یک نوسانساز محلی فرکانس پایین به سیگنال فرکانس پایین تبدیل میکند.
Cellule détectrice = cellule mesurant le flux lumineux provenant d’un objet. — سلول آشکارساز = سلولی که شار نوری ناشی از یک جسم را اندازهگیری میکند.