déterminer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.tɛʁ.mi.ne\/

Conjugaison du verbe déterminer

فعل

  1. مشخص کردن مرزها و محدوده‌ها (محدود کردن / تعیین حدود).
  2. به دست آوردن شناخت یا مقدار چیزی از طریق تحقیق و محاسبه (تعیین کردن / مشخص کردن).
  3. تعریف کردن یا مشخص کردن (تعریف کردن).
  4. دقیق کردن یا محدود کردن معنی یک کلمه (مشخص کردن معنی).
  5. باعث شدن؛ ایجاد کردن (موجب شدن / باعث شدن).
  6. وادار کردن به تصمیم‌گیری (مصمم کردن / وادار به تصمیم کردن).
  7. تصمیم گرفتن (مصمم شدن / تصمیم گرفتن).

مثال‌ها