joint

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ʒwɛ̃\/

صفت

  1. چیزی که متصل یا پیوست شده است (متصل / پیوست).

اسم

  1. مفصل
  2. سطح تماس سنگ در بنایی
  3. فاصله بین آجر یا سنگ
  4. فاصله بین سنگفرش
  5. واشر آب‌بندی بین قطعات
  6. اتصال لوله‌ها
  7. آب‌بند الاستیک بین فلنج‌ها
  8. اتصال ریل راه‌آهن
  9. درز پرشده بین کاشی
  10. شکاف در سنگ
  11. راه‌حل یا توافق

مثال‌ها