pilon

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pi.lɔ̃\/

اسم

  1. ابزاری برای کوبیدن یا له کردن چیزی در هاون (دسته هاون)
  2. پتک‌ها یا چکش‌های بزرگ در آسیاب‌های کاغذسازی و غیره برای خرد کردن
  3. توقف فروش و نابود کردن انتشارات کاغذی (خمیر کردن کتاب)
  4. پای چوبی
  5. گدا، به‌ویژه گدای معلول یا کسی که تظاهر به معلولیت می‌کند
  6. انگل، مفت‌خور
  7. ران پخته شده مرغ یا طیور
  8. سیگار دست‌پیچ (حشیش)

مثال‌ها