fini

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · صوت · /\fi.ni\/

صفت

  1. که پایانی دارد؛ محدود
  2. که ذاتاً محدود است
  3. معین؛ تعریف‌شده
  4. تمام‌شده؛ انجام‌شده؛ پایان‌یافته
  5. که با دقت به پایان رسیده؛ پرداخت‌شده
  6. کامل؛ برجسته در نوع خود
  7. که شهرتش لکه‌دار شده؛ از دست رفته
  8. که از پیری، بیماری یا بدبختی فرسوده شده و دیگر انتظاری از او نیست
  9. منسوخ؛ از مد افتاده

اسم

  1. مجموعه چیزهای محدود؛ محدودیت
  2. پرداخت دقیق و ظریف؛ عالی بودن

صوت

  1. بس است؛ تمام، دیگر کافی است.

مثال‌ها