finir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fi.niʁ\/

Conjugaison du verbe finir

فعل

  1. تمام کردن، به پایان رساندن
  2. (هنر) پرداخت کردن، صیقل دادن
  3. پایان یا انتهای چیزی بودن.
  4. (en finir) یکسره کردن، خلاص شدن
  5. به پایان رسیدن یا تمام شدن.
  6. پایان یافتن
  7. (finir par) سرانجام…، آخرش به … رسیدن
  8. مردن.
  9. (عامیانه، se finir) خود را خالی کردن، به ته رساندن
  10. (عامیانه، جنسی) ارضا شدن

مثال‌ها