profonde

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\pʁɔ.fɔ̃d\/

اسم

  1. جیب لباس.
  2. لایه ضخیم برف.
  3. زیرزمین خانه.

صفت

  1. مؤنث مفرد profond.

مثال‌ها