malade

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ma.lad\/

صفت

  1. بیمار، مریض؛ که تندرستی‌اش آسیب دیده
  2. (دربارهٔ چیزها) آسیب‌دیده، خراب، بیمار
  3. (خودمانی) دیوانه، خُل
  4. (خودمانی) محشر، فوق‌العاده، بی‌نظیر

اسم

  1. بیمار، مریض؛ کسی که تندرست نیست
  2. بیمار؛ کسی که زیرِ درمانِ پزشک یا مرکزِ درمانی است
  3. (خودمانی) آدمِ خطرناک به سببِ اختلالِ روانی، یا کسی که چنین می‌نمایانندش
  4. (خودمانی) دیوانه؛ کسی که رفتارش افراطی و غیرعادی است
  5. کسی که به‌سببِ بیماری دیگر در درگیری‌ها شرکت نمی‌کند، هدفِ مشروعِ نظامی شمرده نمی‌شود و اگر سلاح را بر زمین بگذارد از حمایتِ حقوقِ بشردوستانهٔ بین‌المللی برخوردار است

مثال‌ها